تست شخصيتي
-
تاریخ: 1401/4/24 ساعت: 4:32
ديشب توي كلاس يك آزمون انجام داديم و نتيجه آزمون من خيلي جالب بود نياز به بقا و استقلال در من امتياز بالايي گرفت. خوب من اينو مي دونستم كه هميشه دغدغه فكري من اين هست كه اجاره خونه چي ميشه سر سال كه برسه صاحب خونه چقدر مي خواد زياد كنه يا هر مشكلي پيش بياد قراره چه جوري حل شه. واقعا تامين نياز مسكن...
جمعه
-
تاریخ: 1401/4/24 ساعت: 4:32
دو روزه كراش ندارم حس بدي دارم. بديش اينه كه الان نزديك ولنتاينه همه جا قلب قلبيه بعد حتي توي ذهن من هيچكسي نيست كه بهش فكر كنم.برم يك آگهي بدم از تهران آقاي بالاي ٣٥ سال داراي كار تمام وقت، مهربان، ساعي و كوشا و علاقمند به تكنولوژي و زبان و موسيقي و هنر. فكر كنم در همين حد براي كراش بودن كافيه. زير...
خانه تكاني
-
تاریخ: 1401/4/24 ساعت: 4:32
سركار بهمون گفتن چون پول مرخصي ها رو نميدن از مرخصي ها استفاده كنيم اولش من خواستم تيريپ خانم بودن و كارمند خوب و نمونه بودن بيام و مرخصي نرم و استفاده نكنم يا نهايت هفته اي يك روز استفاده كنم. بعد معاون بنده خدا فكر كرد همكارا دارن سر منو كلاه ميذارن و منم مظلومم حقم داره خورده ميشه بهم گفت چرا از ...
روز نمي دونم چندم قرنطينه
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 20:28
اين هفته اداره تعطيل بود و فعلا منتظرم ببينم فردا معاون توي گروه همكارا در مورد شنبه چه تصميمي مي گيره.من وقتي مدرسه مي رفتم دقيقا از قبل از عيد با خودم قرار ميذاشتم كه توي عيد درس هامو دوره كنم اما ه
روز فرهنگي
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 20:28
مثلا خواستم امروز رو فرهنگي شروع كنم و كتاب هفت عادت مردمان موثر رو شروع كردم به خوندن. بيست و خورده اي صفحه كامل ازش خوندم اما اصلا جذبم نكرد بعد شروع كردم تا صفحه ٦٠ از هر صفحه يكي دو تا پارگراف خون
كادوي ولنتاين
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 11:44
عصري براي خريد رفتم يكي از سوپرهاي محله مون كه نسبتا بزرگه و ديدم فروشنده هاش دارن بادكنك قرمز به مناسبت ولنتاين باد مي كنند و يك سري تزييني جات مخصوص ولنتاين هم آورده بودن و ملت هم بادكنك قرمز مي خري
برنده شدم
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 11:44
آقا آقا آقا من الان ذوق دارم بالاخره بعد از ٤ سال عضو اينستاگرام بودن بالاخره شركت توي اون همه مسابقه نتيجه داد و برنده يكي از مسابقات اينستاگرامي شدم و جايزه هم خريد در حد ١٠٠ تومان از پيج لباسي هست
استاديوم
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:10
كل هفته با خودم گفته بودم حتما ميرم استاديوم, اما يك روز مونده به بازي ايران و كامبوج خيلي شك داشتم كه برم يا نه. يكم مي ترسيدم البته حرفهاي بقيه هم بي تاثير نبود كه مي گفتن نرو. تقريبا ديشب به اين نتي
تنهايي سينما رفتن
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:10
امروز ساعت سه نزديك محل كارم وقت دكتر داشتم و تا چهار كارم اونجا طول كشيد موقع برگشت سانس هاي سينما,هاي توي مسير رو چك كردم ديدم براي ساعت ٥ سينما, استقلال سانس داره. تصميم گرفتم براي اولين بار تنها سين
ماموریت نمیرم D:
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:10
وایییییییییییییییییی بالاخره بهم گفتن که هفته دیگه می تونم ماموریت, برم؟ منم گفتم میشه بعدا جواب بدم؟ امور مالی گفت خوب بهشون می گفتی که نمی تونی بری گفتم اولا اینقدر معاون یکهویی ازم پرسید که آمادگی ن
کنکور ارشد
-
تاریخ: 1398/3/31 ساعت: 1:40
امروز صبح كنكور ارشد مترجمي زبان انگليسي داشتم. زبان عموميش خيلي سخت بود قسمت گرامر و لغت هيچي جواب ندادم و به جاش ٤ تا ريدينگ داشت سوال هاي مربوط به اونا رو جواب دادم و توي قسمت تخصصي هم كه هيچي نخون
وام
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 22:36
دیروز صبح تا من رسیدم اداره به م و چند نفر دیگه پیغام دادم که باید پاسپورتشون رو بیارن اداره. م گفت تا کی وقت داره بهش گفتم همه تا 25 ام وقت دارن اما شما زودتر بیار گفت باشه و تموم شد. بعدش با یکی از
اثاث کشی
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 22:36
بالاخره به هفته اثاث کشی نزدیک شدیم. دیروز که من نبودم معاون گفته بوده هیچکس حق نداره این هفته رو مرخصی بگیره و همه باید وسایلشونو جمع کنند و امروز ظهر که اومد به من گفت تو و مسئول دفتر زودتر از همه م
دیگه واقعا اثاث کشی
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 22:36
امروز صبح که رفتم آقای کاف گفت برای ساعت 11 میخواد ماشین بگیره و من و مسئول خدماتمون دیگه بدو بدو وسایل باقی مانده رو جمع کردیم و بیچاره مسئول خدماتمون، خیلی دلم براش سوخت. هم کارتن ها سنگین بود هم ای